قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم
نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی
تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی
خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت
كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت
خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم
جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم
هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن
دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من
من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم
كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خود
خواهی دست گیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند خاطرات خوبت را پاک کنند آینده ات را
نابود کنند آروزهایت را نادیده بگیرند و در پایان بنویسند :قسمت نبود....

برچسب ها : هرگزاجازهقلمدفترسرنوشتخاطراتپاکآینده اتنابودآرزوهایتنادیدهپایانبنویسندقسمت نبود....